![]() |
![]() |
|
| تنها عشق ابدی خداست |
|
سلام به همه ی دوستان امیدوارم حاله همگی خوب باشه
من به یک وبلاگ نویس واسه کمک نیاز دارم اگه کسی می تونه کمکم کونه قسمت نظرات حتما بگه ممنون
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 16:42 توسط شکوفه |
|
|
به نام تك نوازنده ي گيتار عشق اول از همه سلام خیلی خوشحالم از اینکه به اون چیزی که خواستم رسیدم مدت ها بود که فکر ثبت کردن یه وبلاگ ذهنمو مشغول کرده بود واز اینکه اینکار عملی شده خوشحال امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاداین آرزویه قلبیه منه خواهم تو شوی....محبوب دلم......چون نرگس من.....دیوانه ی من رویت رخ من....سویت ره من.....هستی چو بهشت کاشانه ی من.. پروانه ی من....پروانه ی من.....بی تو چه کنم......مستانه ی من.. آوای تو شد هم نغمه ی من.....ای لاله ی من...بردی دل من........ خیلی چیزها ............ گاهی اوقات خیلی چیزها هستن که رو دلمون سنگینی می کنن ولی نمی تونیم بروز بدیم چون ممکن اطرفیان ما دیدشون نسبت به اونا متفاوت باشه پس انقدر رو دلمون سنگینی می کنند اگه یه روزی هم از دلمون بارشونو بستنو رفتن جای پاشون همچنان باقی می مونه.پس سعی کنیم به خیلی چیزا اجازه ی ورود به دلمونو ندیم ممکنه اولش اومدنشون خوشحالمون کنن ولی یه روزی همینا که خوشحالمون کردن بدترین چیزارو واسمون میزارن و میرن. به قول یکی از دوستامون اگه یه غصه مدام به دلت زخم می زنه بزار اونقدر بزنه تا لبه ی تیزش کند بشه* درد را از هر طرف بنویسی همان درد است مثل درد من مثل درد تو مثل درد همسایه که دلش گرفته است و چراغ خانه اش را خاموش کرده است . من به روشنی بد نکرده ام که تو افتاب کوچه مرا شکسته ای و قلبم را به رنج الوده ای و زخم خنجر بر پشت من نهاده ای من و تو غباری بیش نیستیم در این ویرانسرا...یادت باشد. من دلم تنگ کسی است که به دلتنگی من می خندد . باور عشق برایش سخت است ای خدا باز به یاری نسیم سحر می شود ایا دل به نازک دل من بربندد ؟ گفته بودی...گفته بودی:که چرا محو تماشای منی؟ انچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی....مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود....ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی. به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد دارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد موقعی که.......... موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگاهت کنم موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم موقعی که عاشقت شدم ترسیدم ازدستت بدم سیب همسایه تو به من خندیدی که من با چه دلهره باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی وهنوز..................... سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرارکنا ن میدهد آزارم ومن اندیشه کنان به این پندارم که چرااا ا خانه ی کوچک ما سیب نداشت. افسوس............... من برای سالها می نویسم سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بودهمیشه یکی بود یکی نبود دعایی بی اجابت کنم هر شب دعایی .................................کز دلم بیرون رود مهرت ولی آهسته میگویم.................................خدایا بی اثر باشد دوست داشتن اگر خیال داری دوستم بداری هم اینک دوستم بدارپیش از آنکه بمیرم چون آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید اگر حالا بدانم می توانم با صدای بلند فریاد بزنم واز سهراب نیم اجازه ا ی بگیرم و بگویم... ..... تا تو هستی زندگی باید کرد آهای عاشقااااااااااااااااا نه لازمه مجنون باشید و نه فرهاد فقط وفقط خودتون باشیدهمین وبس گل سرخ افسوس که تصور می کردم گل سرخ عشق تنها گل بی عیب من است و خبر نداشتم که تک گل بی عیب خداست خورشید طعم خورشید هنوز با من است وقتی عشق می آید این طعم خاطره انگیز مرا گرم می کند تو آن خورشیدی که زمین با توووو سرد نمی ماند. عزیزم حتما آرزوهاتو یه جایی یادداشت کن بعد یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده. تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يا ر کسي نيست. قلب من خانه ی تو اي که دور از من در ياد مني با خبر باش که دنياي مني * شاديت شادي من * غصه ات غصه ي من *قلب من خانه ي تو * خانه ات قبله ي من بد نیست اگه هميشه فکر کنیم تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکنيم. پس سعي کنیم به طرفه کسي سنگ پرتاب نکنيم چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودمونه. امید همیشه سعی کنید به امید کسی زندگی کنید که تنها امیدش باشیدوبرای کسی دل بسوزونین که یه دل داره اونم واسه تو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 15:1 توسط شکوفه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عزیزم ..... بیا برایت راز دل گویم تا دلم آرام گیرد واشکهایم دمی از جوش و خروش باز ایستد
عشق اندک ما نه تنها باعث حیات عاشقان تاریخ حدیث عشق نشد بلکه برای همیشه در گورستان قلبمان مدفون شد آری همه کس نمیتوانند واقعیت عشق را لمس کنند |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
yahoo شاعر عشق شکست خورده کلبه عشق(فرزین جان) زیر بارون(فائزه عزیزم) عشق آتشین(شهروز جان) زنده اندیشی |
|
RSS
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by shoukofehgolenaz.Blogfa.com
The Template Designed By Sasan Nobakht @ www.iroweb.com